ویروس تی

ویروس تایرانت (Tyrant Virus) که با نام ویروس تی نیز شناخته می‌شود، عنوان کلی‌ای است که به مجموعه‌ای از سویه‌های جهش‌یافته‌ی ویروس پروجنیتور داده شده است.

این ویروس در ابتدا توسط شرکت داروسازی آمبرلا در اواخر دهه ۱۹۶۰ توسعه داده شد. هدف اصلی «پروژه ویروس T» این بود که نیاز به یک ارتش متعارف در مقیاس وسیع را از بین ببرد و برای برنامه اصلاح نژادی این شرکت، یعنی پروژه وسکر (Wesker Project) درآمدزایی کند. برای رسیدن به این هدف، دو شرط ضروری بود:

 

  1. ویروس باید به‌شدت مسری باشد، تا حدی که بتواند کل یک جمعیت هدف را آلوده کند.
  2. باید نرخ مرگ‌ومیر ۱۰۰ درصدی را تضمین کند.

 

اما چنین ویروسی غیرممکن تلقی شد، زیرا بیماری‌های بسیار مسری معمولاً تعداد زیادی از افراد را به‌طور هم‌زمان می‌کشند و در نتیجه، فرصت گسترش بیشتر را از بین می‌برند. تا سال ۱۹۷۸، تمرکز توسعه از ساخت یک ویروس مرگبار و فوق‌مسری به سمت ویروسی تغییر یافت که میزبانان را جهش دهد، آن‌ها را از نظر فیزیکی قوی‌تر کند و با وجود نارسایی اندام‌ها و آسیب شدید مغزی، زنده نگه دارد.

 

این آسیب مغزی شدید منجر به پرخاشگری مرگبار و گرسنگی وسواس‌گونه‌ای شد که افراد را به سمت آدم‌خواری سوق میداد. علاوه بر این، در سال ۱۹۸۱ کشف شد که تقریباً ۱۰٪ از هر جمعیتی به‌طور طبیعی در برابر ویروس ایمن هستند یا بدون بروز علائم، ناقل باقی می‌مانند. به همین دلیل، مرحله دوم پروژه تحقیقاتی بر یافتن راه‌حل‌هایی برای دور زدن این مسئله متمرکز شد.

 

در حالی که نسخه‌ای بهبودیافته از ویروس T با نرخ ایمنی 0 درصد در حال توسعه بود، تیم آزمایشگاه آرکلی به رهبری دکتر ویلیام برکین گونه‌ای جدید از حیوانات را مهندسی کردند که قادر بودند بازماندگان را شکار کرده و از بین ببرند. این تلاش با ساخت سلاح‌های بیولوژیکی ساده‌ای مانند Web Spinner آغاز شد و با توسعه موجود جهش‌یافته و ژنتیکی Hunter α پیشرفت کرد.

 

در اواسط دهه ۱۹۸۰، تمرکز پروژه ویروس T به سمت ساخت سلاح‌های بیولوژیکی هوشمند تغییر یافت که شاخص‌ترین آن‌ها تایرانت‌ها بودند. پس از فروپاشی آمبرلا در 2003، ویروس T در دسترس سازمان‌های متعددی قرار گرفت که توانایی تکمیل تحقیقات آمبرلا را به شیوه‌های مستقل خود داشتند و در صنعت تسلیحات سلطه پیدا کردند. این موضوع منجر به توسعه مستقل جهش‌زاهایی مانند ویروس T-Abyss شد.

تاریخچه

از زمان کشف ویروس پروجنیتور در دسامبر ۱۹۶۶، هدف نهایی اوزول ای. اسپنسر و همکارانش، دکتر ادوارد اشفورد و دکتر جیمز مارکوس این بود که با استفاده از ویروس‌های جهش‌زا، عصر جدیدی از اصلاح نژادی را برای بهبود نژاد انسان آغاز کنند. برای تأمین مالی این برنامه که با نام پروژه وسکر شناخته میشد، تصمیم گرفتند سویه‌های ویروسی را به‌عنوان محصولات نظامی مهندسی کنند. 

ویروس تی

ویروس تی زیر میکروسکوپ

نام ژاپنی: T-ウィルス

 

ارگانیسم: تایرانت

 

نوع: سلاح ویروسی

 

خانواده: پروجنیتور

 

طبقه‌بندی: رترو ویروس

 

سطح ایمنی: BSL-4

 

محل تأسیس: مدرسه آموزش اجرایی آمبرلا

 

سویه ها:

  • تی-مارکوس
  • تی-ابولا
  • تی-JCCC203
  • تی-آلفا
  • تی-بتا
  • تی-بتا II
  • تی-اپسیلون
  • تی-اپسیلون (V-ACT)
  • تی-برکین
  • تی کامل

خالق: جیمز مارکوس

 

توسعه‌دهندگان:

  • جیمز مارکوس
  • ویلیام برکین
  • شرکت آمبرلا

مالک: شرکت آمبرلا

 

مواد اولیه: ویروس پروجنیتور + DNA زالو

 

نزدیک‌ترین سویه: ویروس پروجنیتور

 

سویه آینده: ویروس جی

همین تصمیم منجر به تأسیس شرکت داروسازی آمبرلا شد که در ظاهر یک شرکت داروسازی بود اما در واقع پوششی برای تحقیقات آنها محسوب میشد. تحقیقات روی سویه‌های پروجنیتور به‌صورت همزمان در آزمایشگاه‌های مختلف انجام میشد و اشفورد، مارکوس و اسپنسر هرکدام مسیر پژوهشی مستقلی را دنبال می‌کردند. تحقیقات روی ویروس T در اواخر دهه ۱۹۶۰ و کمی پس از تأسیس آمبرلا آغاز شد. از آنجا که ویروس T مجموعه‌ای از سویه‌های مستقل است و نه یک ویروس واحد، سویه‌های جدید الزاماً به تحقیقات اخیر سایر تیم‌ها وابسته نبودند.

پروژه اسپنسر

تیم اسپنسر، نمونه اولیه ویروس تی خود را در آزمایشگاه آرکلی توسعه داد؛ جایی که پیش‌تر سویه‌های «Type A» و «Type B» پروجنیتور را آزمایش کرده بودند. اطلاعات محدودی از این پروژه در دست است، اما به نظر می‌رسد اسپنسر از روند پیشرفت آن ناراضی بود و دستور سرقت داده‌های تحقیقاتی از همکارانش را صادر کرد. تا سال ۱۹۷۸، کار روی این ویروس کاملاً متوقف شد.

پروژه‌های اشفورد

ادوارد اشفورد تحقیقات مربوط به نمونه اولیه ویروس T خود را در عمارت خانوادگی‌شان در اروپا انجام میداد. در سال ۱۹۶۸، اسپنسر یک شیوع عمدی در آزمایشگاه ترتیب داد که در نتیجه آن، اشفورد بر اثر آلودگی جان باخت. کار روی ویروس T تا دهه ۱۹۸۰ متوقف ماند؛ زمانی که الکسیا اشفورد — کلون ژنتیکی اصلاح‌شده از ورونیکا اشفورد، بنیان‌گذار خاندان اشفورد — در حدود 10 سالگی هدایت پروژه را برعهده گرفت.

 

نتیجه نهایی تلاش‌های او به خلق ویروس T-Veronica انجامید. این ویروس با ترکیب ویروس ورونیکا (یافت‌ شده در بدن یک ملکه مورچه) با ژنوم پروجنیتور ساخته شد. در سال ۱۹۸۳، الکسیا وارد خواب انجمادی شد تا با ویروس خود یکی شود. بسیاری که از این موضوع اطلاع نداشتند، تصور کردند پروژه او شکست خورده و همانند ادوارد از بین رفته است.

پروژه مارکوس–برکین

تحقیقات دکتر جیمز مارکوس در ۱۳ ژانویه ۱۹۷۸ به یک پیشرفت اساسی رسید که منجر به انتخاب نام «ویروس T» برای تمایز آن از پروجنیتور شد. این سویه جدید با وارد کردن ژن‌های کرم‌های حلقوی به ژنوم ویروس ساخته شد. نتیجه آلودگی با این ویروس متفاوت از پروجنیتور بود: به‌جای مرگ سریع، افراد آلوده دچار پرخاشگری شدید، تمایلات آدم‌خوارانه، نکروز گسترده و افت شدید هوش می‌شدند. در سال ۱۹۷۸، دکتر ویلیام برکین نمونه‌ها و داده‌های تحقیقاتی را سرقت کرد. او که شاگرد مارکوس بود، در ازای تحویل تحقیقات به تیم اسپنسر، به سمت ارشد در آزمایشگاه آرکلی منصوب شد.

 

پس از انتقال در تابستان ۱۹۷۸، برکین با افزودن RNA ویروس ابولا به ژنوم ویروس T، سویه β را ساخت. او معتقد بود این تغییر، قدرت سرایت ویروس را افزایش می‌دهد، در حالی که اکثر قربانیان همچنان به‌صورت زامبی زنده می‌مانند. اما اسپنسر از نتایج ناراضی بود، زیرا حدود ۱۰٪ جمعیت به‌طور طبیعی ایمن بودند و هرچند ناقل می‌شدند، اما به زامبی تبدیل نمی‌شدند.

 

برای رسیدن به نرخ موفقیت نزدیک به ۱۰۰٪ در میدان نبرد، تیم آرکلی در سال ۱۹۸۱ موجود «هانتر» را با ترکیب تخمک انسانی و DNA خزندگان از طریق ویروس ایجاد کرد. این موجودات برای نابودی بازماندگان باقی‌مانده به‌کار گرفته شدند. ویروس T امکان نوترکیبی ژنتیکی میان گونه‌های مختلف را فراهم می‌کرد و همین مسئله تولید انبوه آن در آمبرلا و توسعه مدل‌های جدید سلاح‌های بیولوژیکی (.B.O.W) را تسهیل کرد.

 

در حدود سال ۱۹۸۸، پروژه وارد فاز سوم شد و هدف آن تولید سلاح‌های بیولوژیکی هوشمند و قابل اعتماد بود. پروژه تایرانت نشان داد احتمال سازگاری ژنتیکی کامل افراد با سویه‌های موجود بسیار پایین است. تحقیقات جهانی روی سویه ε در آزمایشگاه آرکلی و NEST ادامه یافت. در سال ۱۹۹۸ کشف شد این ویروس در زامبی‌ها جهش ثانویه ایجاد می‌کند و موجوداتی مانند «کریمسون هد» و «لیکر» را پدید می‌آورد.

تحقیقات بعدی

در اواخر دوران آمبرلا و سال‌های پس از آن، سویه‌های جدیدی توسعه یافتند:

 

  • T+G Virus: مشتق‌شده از ویروس T که به بدن‌های آلوده امکان تولید الکتریسیته میداد.

  • T-Abyss: تحت نظارت مورگان لنزدیل با پیوند ژنوم ویروسی دیگر به یک سویه T ساخته شد.

  • T-Phobos: ساخته دکتر الکس وسکر که با تماس با هورمون‌های استرس ناشی از ترس، در انسان جهش ایجاد می‌کرد.

  • C-Virus: استفاده‌شده توسط Neo-Umbrella در سال ۲۰۱۲؛ نسخه‌ای بازطراحی‌شده از تی-ورونیکا.

همچنین، سویه جدیدی از ویروس T توسط دیلن بلیک برای «پاک‌سازی جامعه» ساخته شد. این نسخه با تقویت ویروس A متعلق به آریاس و برداشت‌شده از لاروهای Licker ساخته شد. ناقل‌های این سویه، پهپادهای آزمایشی پشه‌مانند بودند (سلاح‌های بیولوژیکی برنامه‌پذیر با رباتیک نظامی پیشرفته) که با کمک ناخواسته دکتر آنتونیو تیلور ساخته شدند و افراد هدف را آلوده می‌کردند. برخلاف نسخه‌های قبلی، این ویروس قابل انتقال نبود؛ بنابراین میشد افراد آلوده را بدون ایجاد یک شیوع گسترده، از بین برد.

آلودگی

اثرات آلودگی

مانند هر رتروویروس دیگری، ویروس‌های T با غشای سلول تماس پیدا می‌کنند و با استفاده از فرایندی به نام رونویسی معکوس، RNA خود را کپی کرده و آن را وارد DNA میزبان می‌کنند. این بازنویسی DNA باعث می‌شود عملکرد طبیعی سلول ربوده شود و سلول به‌جای وظیفه اصلی خود، شروع به تولید ویریون‌هایی مشابه ویروس اولیه کند. ویریون‌های تازه‌ تشکیل‌ شده سپس از سلول میزبان آزاد شده و سلول‌های مجاور را آلوده می‌کنند و این چرخه دوباره تکرار می‌شود. چندین بیماری با آلودگی به ویروس T مرتبط بوده‌اند. نخستین مورد که به‌طور موقت «بیماری پروجنیتور» نامیده می‌شود، یک بیماری ویروسی مرگبار است که توسط پروجنیتور و سویه‌های اولیه ویروس T ایجاد می‌شود.

 

سازوکار دقیق این بیماری ناشناخته است، از جمله این‌که آیا طوفان سایتوکاینی ایجاد می‌کند یا بیمار را به‌سرعت تا حد مرگ جهش می‌دهد. با این حال، شایع‌ترین بیماری ناشی از ویروس‌های T «بیماری آدم‌خواری» است؛ وضعیتی که در آن بیماران برای کسب قابلیت‌های بقای تقویت‌شده جهش می‌یابند، به بهای آسیب مغزی و تمایلات قتل‌طلبانه. بیماران مرحله پیشرفته بیماری آدم‌خواری «زامبی» نامیده می‌شوند، در حالی که موارد پیش‌نشانه‌ای و مراحل اولیه علامت‌دار را می‌توان با داروهای ضد رتروویروسی درمان کرد. در سویه ε و گونه‌های آن، زامبی‌ها با گذشت زمان دچار جهش‌های گوناگون می‌شوند، مانند تبدیل شدن به Crimson Heads، Lickers، Suspended یا Pale Heads.

 

یک مورد استثنایی از آلودگی ویروسی در «تطبیق‌یافته‌ها» رخ می‌دهد؛ افرادی که توانایی‌های ابرانسانی با حداقل یا بدون آسیب مغزی به‌دست می‌آورند. از آنجا که معیارهای ژنتیکی این واکنش منحصربه‌فرد نادر است (در سال ۱۹۸۸ حدود ۱ نفر در هر ۱۰ میلیون برآورد شده بود)، تا دهه ۱۹۹۰ هیچ جهش‌یافته انسانی شناخته‌شده‌ای وجود نداشت، زمانی که نمونه‌های اولیه B.O.W پروژه تایرانت ساخته شدند. افراد دیگری مانند سرگئی ولادیمیر و آلبرت وسکر نیز پس از آلودگی به ویروس T خود، توانایی‌های ابرانسانی تقویت‌شده‌ای کسب کردند. با این حال، در این موارد از سویه‌های مهندسی‌شده ویژه ویروس T برای افزایش احتمال چنین جهش‌هایی استفاده شد و سرگئی ولادیمیر از پیش سازگاری ژنتیکی با ویروس داشت.

روش‌های آلودگی

ویروس T قادر است از طریق روش‌های مختلف افراد را آلوده کند. پرونده‌های تحقیقاتی آزمایشگاه آرکلی نشان می‌دهد که ویروس دارای ساختار پروتئینی است:

 

  • تزریق: تزریق مستقیم ویروس به بدن یک موجود زنده، به دلیل اهمیت آن در توسعه سلاح‌های بیولوژیکی، «روش اصلی» آلودگی در نظر گرفته میشد.
  • آب: ویروس T سد راکون و تأسیسات تصفیه فاضلاب راکون را آلوده کرد که منجر به نشت آن به سیستم آب شهری و آلودگی بسیاری از غیرنظامیان شد.
  • انتقال مستقیم از طریق مایعات بدن: حملات در نبرد نزدیک توسط میزبانان آلوده مانند گاز گرفتن، خراشیدن، شکاف ایجاد کردن یا ضربه با جسم نوک‌تیز، می‌تواند از طریق تماس با مایعات و بافت‌های آلوده ویروس را وارد جریان خون کند. شرکت آمبرلا این روش را شیوه ثانویه آلودگی می‌دانست. با این حال، میزان دقت انتقال از طریق گازهای خشک نامشخص است.
  • هوابرد: شواهد آزمایشگاه آرکلی و مرکز آموزش نظامی نشان می‌دهد که ویروس T می‌تواند در شرایط خاص آزمایشگاهی به‌صورت عامل بیماری‌زای هوابرد گسترش یابد. مشخص نیست که آیا می‌تواند از طریق سرفه بین افراد منتقل شود یا خیر، زیرا حملات سرفه از علائم رایج به شمار نمی‌آید.

درمان‌های شناخته‌ شده

چندین درمان برای آلودگی ویروس T شناخته شده است که یا در داخل آمبرلا توسعه یافته‌اند یا توسط گروه‌های ثالث ایجاد شده‌اند. سه نوع درمان متمایز برای این ویروس وجود دارد:

  • درمان ضد رتروویروسی (ART)
  • درمان آنتی‌بادی
  • واکسیناسیون

باید توجه داشت که انتظار نمی‌رود هیچ درمانی علیه تمامی سویه‌های ویروس مؤثر باشد. در دهه ۱۹۹۰، آمبرلا داروهای ضد رتروویروسی را برای استفاده داخلی به‌صورت انبوه تولید کرد و آن‌ها را در اختیار افراد مشاغل پرخطر قرار داد. این داروها تولید آنزیم‌های خاص لازم برای تکثیر رتروویروس را مهار می‌کنند. تحقیقات مداوم، اثربخشی داروهای ضدویروسی مشتق‌شده از گیاهان کوهستان آرکلی را بررسی می‌کرد؛ پژوهشی که توسط نهادهای ثالث نیز دنبال میشد.

 

در شرایط شیوع، نتایج این داروها متغیر بود و تضمینی برای اثربخشی علیه سویه‌های جدید ویروس T وجود نداشت، زیرا احتمال ظهور سویه‌های مقاوم به دارو بالا بود. برای مثال، در جریان حادثه راکون سیتی، مزدوران U.B.C.S برای جلوگیری از آلودگی دارو دریافت کردند. با این حال، دست‌کم یک مزدور به نام مورفی سیکر به سویه‌ای مقاوم مبتلا شد و ناچار به مرگ ترحمی گردید. گروهبان نیکولای زینوویف، مزدوری با ارتباط با پلیس مخفی آمبرلا، نسخه پیشرفته‌تری از داروها را برای کاهش احتمال آلودگی دریافت کرد.

 

آمبرلا همچنین از درمان آنتی‌بادی به‌عنوان روش درمانی استفاده می‌کرد که در آن آنتی‌بادی‌های یک بیمار به بیمار دیگر منتقل می‌شود تا مقاومت ایجاد کند. کارکنان پرخطر، از جمله افرادی که به کارخانه دفع سوزاندنی P-12A منصوب شده بودند، این آنتی‌بادی‌ها را به‌صورت قرص دریافت می‌کردند. با این حال، در جریان شیوع ژوئیه ۱۹۹۸ در کارخانه، سویه جدیدی از ویروس T که نسبت به آنتی‌بادی‌های تجویز‌شده مقاوم بود در میان کارکنان گسترش یافت و درمان را بی‌اثر کرد.

 

در نتیجه، کارکنان به بیماری آدم‌خواری مبتلا شدند. درمان آنتی‌بادی مستقلی با نام «Daylight» در سال ۱۹۹۸ توسط دکتر پیتر جنکینز ساخته شد. نمونه‌ای از این درمان با موفقیت از شهر خارج شد و به درمان توصیه‌شده برای افراد تازه در معرض ویروس قرارگرفته تبدیل گردید. افزون بر این، تیمی در مرکز تحقیق و توسعه آمبرلا داروی AT1521 را توسعه داد؛ گرچه تمام نمونه‌ها نابود شدند، اما یکی از سازندگان آن، دکتر لیندا بالدوین با موفقیت تخلیه شد. دست‌کم دو واکسن برای ویروس T توسعه یافت که هنگام تزریق به افراد اخیراً آلوده، تا حدی مؤثر بودند.

 

اگرچه احتمالاً آمبرلا ذخایر واکسن خود را داشت، نخستین واکسن شناخته‌شده به‌طور مستقل در راکون سیتی توسط کارکنان پزشکی بازمانده در بیمارستان عمومی راکون ساخته شد. با این حال، تمامی نمونه‌های واکسن و داده‌های تحقیقاتی به‌دلیل نابودی شهر و تلاش‌های آمبرلا برای از بین بردن شواهد، از بین رفتند. افسر S.T.A.R.S. جیل ولنتاین با این واکسن درمان شد. واکسن دوم، موسوم به T-Vaccine، در سال ۲۰۰۵ توسط شرکت WP با همکاری پنتاگون توسعه یافت.

 

این واکسن نشان‌دهنده تعهد ایالات متحده به خنثی‌سازی تهدید ویروس T بود. این واکسن آزمایش‌های موفقی در هند و شهر آمریکایی هارواردویل داشت، اما بمب‌گذاری تروریستی در مجتمع آزمایشگاهی، داده‌های تحقیقاتی را نابود کرد و تنها یک نمونه باقی ماند.

پیمایش به بالا